ترکمن
(1) ، قومی ترک زبان عمدتاً در آسیای میانه . این قوم بازماندة ترکمانان غُز/
اُغُز هستند. ترکمانان غز در قرون اولیة اسلامی در شبه جزیرة منقشلاغ / منقشلاق ،
در ساحل شرقی دریای مازندران ، و نواحی اطراف آن استقرار یافته بودند. قوم
ترکمن از اختلاط قبایل گوناگون ترکمان غُز در منقشلاغ و اُوسِت یورت (فلاتی در
مشرق منقشلاق ) و رشته کوههای بَلْخان و خوارزم و بعضی قبایل بیگانه ، در قرن هشتم
و نهم به وجود آمد ( رجوع کنید به لاگاشووا، ص 18). اکثر مردم جمهوری ترکمنستان
(آکینر ، ص 387؛ دوردی یف و قدیروف ، ص 24)، اهالی دشت ترکمن (ترکمن صحرا) در شمال
استان گلستان ، جماعاتی از ساکنان شمال استان خراسان (دوردی یف و قدیروف ، ص
74ـ75؛ لاگاشووا، ص 13) و ترکمن اند. گروههای بزرگی از ترکمنها در جمهوریهای
تاجیکستان و ازبکستان و قزاقستان و گروههایی از آنان در آستاراخان (هشترخان / حاجی
طرخان ) و استاوروپل روسیه سکونت دارند (آکینر، ص 380ـ381؛ دوردی یف و قدیروف ،
جاهای متعدد). در استان تسن هانِ چین نیز دهها هزار ترکمن زندگی می کنند ( رجوع
کنید بهدوردی یف و قدیروف ، ص 68ـ71). قلمرو
ترکمنهایی که در آسیای میانه زندگی می کنند، به طور تقریبی ، از شمال به دریاچة
آرال و فلات اُوسِت یورت ، از جنوب به رودخانة گرگان و کوههای شمال خراسان و
مرزهای شمالی افغانستان ، از مشرق به آمودریا و از مغرب به دریای مازندران منتهی
می شود ( رجوع کنید بهتفصیل احوال تراکمه ، ص 144ـ147). قوم
ترکمن از چند ایل بزرگ به نامهای آتا، آل علی (علی ایلی / آلیلی )، اِرساری
(ایرساری ، ارزاری ، ارسالی )، تَکَه ، چاودور/ چُودُور، ساریق / ساریک ، سالور،
سقر (ساقار، قره )، یمیرلی / ایمیرلی / یمره لی و یموت و کوکلان / گوکلان تشکیل
شده است که هرکدام شامل دهها تیره و طایفة کوچک و بزرگ اند (میرزاابراهیم ، ص 57؛
سارای ، ص 10ـ15؛ تفصیل احوال تراکمه ، ص 165؛ وامبری ، ص 384ـ393). بعضی از ایلات
ترکمن در قرون گذشته ، به سبب رشد یکجانشینی و زراعت به دو گروه بزرگ چَمُور/
چومِر (زارع و دامدار و صیاد و بازرگانِ یکجانشین ) و چاروا (دامدار و شترچران
کوچگر) تقسیم شده بودند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 152ـ156؛ قورخانچی ، ص 34، 40). زبان
ترکمنی شعبه ای از ترکی اُغزی است و دو گروه اصلی دارد: گروه گویشهای قبایل بزرگ و
گروه گویشهای قبایل کوچک . زبان ادبی جدید ترکمن ، ترکیبی از گویشهای اصلی است
(هیئت ، ص 279؛ آکینر، ص 391). ادبیات قومی ترکمن ، در قرن دوازدهم با تلاش
شاعرانی نظیر نورمحمد عندلیب و دولت محمد آزادی و مختومقلی فراغی (فرزند دولت محمد
و شاعر ملی ترکمنها، از بانیان ادبیات ترکمنی ) شکل گرفته است (هیئت ، ص 280ـ281؛
رحیمی داشلی برون ، ص 12ـ13). ترکمنها
عمدتاً حنفی مذهب اند و طریقت نقشبندیه در میان آنها پیروان فراوانی دارد (آکینر،
ص 395؛ لاگاشووا، ص 102ـ107؛ بنیگسن و ویمبوش ، ص 8 ـ9). اغلب
ترکمنها هنوز لباس قومی خود را می پوشند (لاگاشووا، ص 64؛ شریف کمالی و عسکری
خانقاه ، ص 117ـ124). زیورآلات طلایی و نقره ای از قدیم مورد توجه زنان ترکمن بوده
است و ساخت اینگونه زیورآلات هنوز در میان ترکمنها رواج دارد (لاگاشووا، ص 74).
آنان از گذشته های دور، ابریشم بافی ونمدمالی و قالی بافی می کردند و قالی و نمد
از تولیدات معروف ترکمنهاست (همان ، ص 48ـ53؛ شریف کمالی و عسکری خانقاه ، ص
172ـ180). این قوم در پرورش اسب مهارت فراوان داشتند و اسب ترکمن همچنان از
نژادهای اصیل به شمار می آید ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 176ـ177). دامداری که در
گذشته از مشاغل اصلی قوم ترکمن بود، امروزه جای خود را به زراعت و صنعت و تجارت
داده و در بسیاری از مناطق ترکمن نشین به شغلی جانبی تبدیل شده است (لاگاشووا، ص
39ـ45). تعلیم وتربیت کودکان آنها، بویژه ترکمنهای یکجانشین ، از گذشته برعهدة
روحانیان بوده است (همان ، ص 103). ترکمنها موسیقی مخصوصی دارند که با دوتار
نواخته می شود. خوانندگان ترکمن را، که اغلب نقالان اشعار مختومقلی اند، «بخشی »
می نامند. این واژه از مغولی وارد ترکی شده است (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به اقبال
آشتیانی ، ص 87؛ مصطفایی ، ص 25). پیشینه
. تاریخ قوم ترکمن بسیار مبهم است . واژه های ترکمان ، ترکمن ، و تراکمه تا قرن
چهارم در منابع فارسی و عربی به کار نمی رفت و نویسندگان مسلمان آنان را با نام
«ترک » می شناختند.
|